خرید بک لینک
دوباره رسیدیم به تشریح مشکل و درد دل تو وبلاگ شخصی و این چیزا. این بار به یه درک جدید از مشکلاتم رسیدم. فهمیدم با این که همیشه سعیمو کردم که ساده ترین باشم و ساده ترین "من" رو به نمایش بذارم ولی من واقعیتم اون "من" ساده ای که به همه نشون میدم نیست. یه اشکال این وسط ایجاد میکنه و اونم این میشه که هرچی ام حرفای دلمو پیش این و اون جار بزنم بازم هیچکس هیچیشو درک نمیکنه. الان تقریبا مطمئنم که اونم درک نکرده. خیلی خوبه خیلی مهربونه خیلی دوست داشتتیه. ولی واقعا منو درک نکرده. نمیتونه شرایطمو بفهمه. نمیتونه معنی حرفامو بفهمه. اصن از یه ادم ساده که نمیشه انتظار یه عالم پیچیدگی داشت. همین میشه که هیچکس نمیفهمه.فکر میکردم بعد 7ماه دوستی ادما بتونن فکر دوستشونو بخونن. ادما که فکر همو خوب میخونن. پس چرا هیچکس فکر منو نمیتونه بخونه؟
سه سال از رابطه قبلیم گذشته ولی هنوز وقتی یادش میافتم تنم میلرزه چون اونم نمیتونست فکر منو بخونه. حتی هرچی ام بهش توضیح میدادم نمیفهمید. فکر میکردم تقصیر اونه اما واقعا انگار که مشکل از خودم بوده. یه عالم پیچیدگی که هیچکس نمیفهمه. عجیب نیست؟ نه هیچ چیز عجیب نیست. ولی انگار هیچکس تا حالا تو فکر خودش به این همه سردرگمی فکر نکرده. هیچکس تا حالا واسش پیش نیومده که از خودش بپرسه که چی؟ همه میگن که این مراحلو داشتن ولی دروغ میگن. بیشترشون دروغ میگن. هیچکدومشون اینقدر درگیر هیچی نشدن. هیچ کدومشون وسط زندگیشون گم نشدن. هیچ کدومشکن از همه چیز دل نبریدن. انگاری هیچکدومشونم کسیو تو زندگیشون گم نکردن...
حالا که هیچکس نمیفهمه باید خودم توضیح بدم. به خودم توضیح بدم. خودم که میفهمم. وقتی بهش گفتم دوسش دارم حتی نپرسید از چیش خوشم میاد یا چرا خوشم میاد. انگار که منو یه پسر هرزه بی جنبه بدونه که با هرکی دو روز بشینه خودشو وا میده. اگه میپرسید هم نمی تونستم براش توضیح بدم. پیچیدگیا رو که نمیشه ساده خلاصشون کرد. هیچکس نمیفهمه.
من فقط دنبال یه سرپناه بی منتم. یه دست گرم که دستمو بگیره. یکی که فقط باشه. همین. یکی که بتونیم پا به پا قدم بزنیم، فقط باشه و فقط بفهمه. اما وقتی هیچکس نمیفهمه به چی باید امید داشت؟ شاید یه روز تو دیوونه خونه دوستایی پیدا کنم که همو بهتر از همه بفهمیم. شاید واسه همین "دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش اید" پس.
هوم.خیلی خوبه. خیلی مهربونه خیلی دوسش دارم اما بازم اشتباه فهمید. همه اشتباه میفهمن. نتونستم براش توضیح بدم چون اغلب این توضیح دادنا رو میذارن به حساب ماسمالی. حتما اکثرا این حرفا رو واسه ماس مالی زدن که اکثرا به این حساب میذارن. حالا هر چی. شاید یه روز پرسیدی و من برات توضیح دادم. شاید یه روز که خیلی دیر شده واسه همه چیز. شاید یه روز که خیلی پیر شده بودیم تو مطب من. ولی تو هم نفهمیدی. این همیشه یادم خواهد موند...حتی تو هم...

برچسب: نویسنده: آریا هاشمی تاريخ: دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 5:16

صفحه بندی