خرید بک لینک

یه کالکشن موسیقی ام دارم کهه کالکشن پاییزه. نه که تو پاییز گوشش بدم، مال پاییزه. میشه همیشه باهش به پاییز سفر کرد. نه هر پاییزی، پاییز پارسال، یا پیارسال. اصلا مهم نیست که تو چه فصلی باشم، چه سالی باشم، کجا باشم یا کی پیشم باشه. میشه هرجایی گوشش داد و تو پاییز گم شد. یاد خیابون باهنر و هوای سردش افتاد. طرقبه و دیزی خوردن. پیاده روی به سمت سینما و دستای گرمش. جای مسجد فرهاد وایسادن تا بیاد و دنیا رو گرم کنه. یاد کوه و دستاشو حرف و حرف و حرف. یاد یار مهربون که خیلی وقته ازم خسته شده. یاد کوهستان و گریه و مه و بارون و برف.

این همه خاطره با چندتا آهنگ سادس که میاد و دیگه نمیره. پرم میکنه از دلتنگیای شیرین. تا دوباره سر بذارم به کوه. تا گریه کنم و میون گریه ها بخندم. تا بفمم مرگ تدریجی چیه. تا بفهمم اگه هر روز همه چیز بدترم شد من نباید شکست بخورم. تا برگردم سر کار و تلاش و تلاش. تا آهنگو عوض کنم. خودمو سفت بگیرم و تو دلم باهش فریاد بزنم.

که رمز ماااسست...

ایییستااده...

مرررردن...

برچسب: نویسنده: آریا هاشمی تاريخ: شنبه 8 دی 1397 ساعت: 13:04

صفحه بندی